تبلیغات
تك درخت ساحل

حرکت در مسیر آب از ماهی مرده هم بر می آید.



تاریخ : سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 | 10:30 ق.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات
ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻟﻬﯽ ﻗﻤﺸﻪ ﺍﯼ :⁦

ﺗﺎﺣﺎﻻ ﺩﻧﺪﻭﻧﭙﺰﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﯿﻦ؟؟؟
ﺍﻭﻝ ﺩﮐﺘﺮ ﭼﻨ ﺪ ﺗﺎ ﺳﻮﺯﻥ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺗﻮ ﻟﺜﻪ ﺗﻮﻥ،ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻥ ﻣﺘﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ
ﺩﺳﺘﺶ ...
ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺭﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﯿﺪﯾﻢ
ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﻣﻮﻥ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺰﻧﯿﻦ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﺶ؟
ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻫﻮﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩ ﺭﻭ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮﺩﯾﺪ،ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﻮﺯﻥ ﻭ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﻭ ﻣﺘﻪ ﻭ
ﺍﻧﺒﺮ ﻭ ...
ﺧﻮﺏ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻬﺶ !
ﭼﺮﺍ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟
ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﺍﺯﺵ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ
ﻣﯿﮕﯿﻢ: ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﺶ؟!
ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﻪ " ﺩﻧﺪﻭﻧﭙﺰﺷﮏ" ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ... ؟؟
ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺩﺍﺭﻩ
ﻭ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﯿﺸﻪ،ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﯾﻪ ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺩﺍﺭﻩ،ﺧﻮﺏ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ
ﺣﮑﯿﻤﻪ ...
ﺍﺻﻼ ﻗﺒﻼ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺣﮑﯿﻢ ...
ﯾﻌﻨﯽ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺣﮑﻤﺖ ﺍﺳﺖ.
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺠﯽ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ،ﺍﺯﺵ ﺗﺸﮑﺮ
ﮐﻨﯿﻢ،ﺑﮕﯿﻢ ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﺶ؟
ﺭﻧﺞ ﺑﻌﺪﯼ؟
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﻣﺪﺭﮎ ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﯼ؟؟؟
ﺣﺘﯽ ﻗﺪ ﯾﻪ " ﺩﻧﺪﻭﻥ ﭘﺰﺷﮏ "؟؟؟
ﯾﺎﺩﺕ ﻧﺮﻩ ﺍﻭﻥ ﺧﯿــﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺧﺪﺍﺳﺖ

تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1396 | 12:51 ب.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات

زندگی را ورق بزن

هر فصلش را خوب بخوان

با بهار برقص

با تابستان بچرخ

در پاییزش عاشقانه قدم بزن

با زمستانش بنشین و

چایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش.

زندگی را باید زندگی کرد، آنطور که دلت می گوید

مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری.!


 " سیمین بهبهانی"



تاریخ : یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 | 07:22 ب.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات
« تاوان دل »

 

در برهوت نامهربانی های زندگی همواره تاوان دلی را پس داده ام

که یا برای دیگری می سوزد، یا کس دیگری جز خود را دوست می دارد

و یا خواست دیگران را ، برخواست خود ترجیح می دهد. این چه دلی است که

 تاب ندارد کسی را طرد کند؟ کسی را برنجاند؟ و یا انتقام نامهربانی های دیگران رابگیرد؟

امروز باور دارم که نامهربانی ، جزای دل رنجوری است که جز مهرثابت و عشق پایدار

را به میهمانی می پذیرد و برای آسایش

 و آرامش خود پناهی جز او می جوید.

خدای مهربونم!

 خوشحالم که تو می بینی و هیچ کس غیر از تو

نمی بیند. عیبی ندارد...

 در بود و نبود من ، هر که هر چه می خواهد،بگوید.

اما براستی هیچ کس نمی داند و هر کس هر چه

می گوید نادانسته و بر مبنای حدس و گمان است.

من هم به هیچ کس چیزی نمی گویم.

زیرا به قول حافظ :حدیث دوست نگویم مگر به

حضرت دوست کـه آشنـــا سخــن آشـنا نـگه دارد

برای آنکه هیچ کس نشکند به همه گفتم:

سبب منم!!!.. که می شکنم.

اما تا آخر عمر: حرفی نمی زنم



تاریخ : یکشنبه 26 مرداد 1393 | 10:03 ب.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات

به دنبال خدا نگرد .....
خدا در بیابان های خالی از انسان نیست ......
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست .....
خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست ....
خدا آنجا نیست ....
به دنبالش نگرد.
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست.
در قلبیست که برای تو می تپد ....
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد ...
خدا آنجاست .......
خدا در خانه ای است که تنهایی در آنجا نیست،
در جمع عزیزترین هایت است ...
خدا در دستی است که به یاری می گیری ...
در قلبی است که شاد می کنی،
در لبخندی است که به لب می نشانی .........
خدا در دیر و بتکده و مسجد نیست ....
لابلای کتاب های کهنه نیست ....
این قدر نگرد ....
گشتنت زمانیست که هدر می دهی ...
زمانی که می تواند بهترین ثانیه ها باشد ....



خدا را جای دگر باید جستجو کنی ....
جوانمردهایی که با پای پیاده میروند

به جستجوی خدا او را نخواهند یافت ...
خدا نزدیکتر از آنست که فکر می کنیم
در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته ....
در قلبیست که برای تو می تپد ....
در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده.....
خدا اینجاست همسفر مهربان من
اینجا ....


زندگی ، فرصتی ست کوتاه و تکرار ناپذیر.
زندگی ، امکانی ست محدود.
با امکان محدود زندگی ،
باید نامحدود را جست.
باید از فرصت کوتاه زندگی،
برای یافتن جاودانگی بهره برد.
بنابراین،
زندگی ،
چالشی ست بزرگ;
مخاطره ای عظیم .
فرصت یکه و یکباره زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد.
چیز های کم بها ،
چیز هایی اند که مرگ آنها را از ما میگیرد.
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ
نمی تواند آنها را از ما بگیرد.
زندگی ،
کاروانسرایی ست که شب هنگام
در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن کوچ می کنیم.
فقط چیزهایی اهمیت دارند که،
وقت کوچ ما از خانه بدن،
با ما همراه باشند.

دنیا چیزی ست که باید آنرا برداریم و با خود همراه کنیم.
ترک دنیا راهی نیست که به بلوغ معنوی و آگاهی کیهانی بینجامد.
سالکان حقیقی حقیقت، بهره خود از دنیا را فراموش نمی کنند.
آنها هر آنچه را که زندگی در اختیارشان می گذارد بر میگیرند.
آنها میدانند که همه این زندگی با شکوه،
هدیه ایست از طرف خداوند.
آنها موهبت الهی را بر نمی گردانند.
کسانی که از دنیا روی بر میگردانند
نگاهی تیره و یاس آلود دارند.
آانها دشمن زندگی و شادمانی اند...
نباید از زندگی گریخت.
باید مستانه و شادمانه،
به چالشهای پر مخاطره زندگی تن سپرد.
چگونه می توان از زندگی گریخت
و خود را پشت سر گذاشت!؟
ما همه پاره ای از زندگی هستیم.
زندگی در رگهای ما جاریست
و در سینه ما می تپد.



ادامه مطلب
تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1393 | 08:36 ب.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات

خدا در عطر خوش نان است ،
آنجاست که زندگی می کنی و زندگی می بخشی
خدا در جشن و سروریست که به پا می کنی ...
آنجاست که عهد می بندی و عمل می کنی ....
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسانها نگرد ...
آنجا نیست ....
او جایی است که همه شادند،
جایی است که قلب های شکسته ای نمانده ...
در نگاه پرافتخار مادریست به فرزندش،
و در نگاه عاشقانه زنی به همسرش،
و در اندیشه کودکی که می پندارد پدرش قهرمانیست در دنیا ....
قویترین است و کاملترین ...
همه چیز را می داند.
آخر او پدر من است ....
خدا را در غم جستجو نکن،
در کنج خاک گرفته آنچه که سال ها

روایت کرده اند،

نگرد ...

آنجا نیست ...



تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1393 | 08:22 ب.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات

«چشم‌های دودی»

باز امشب من نشستم با خودم

باز امشب آدمی دیگر شدم

با خدای خویش خلوت کرده‌ام

رو به محراب عبادت کرده‌ام

عشق من امشب چراغی روشن است

چون خدای عاشقی پیش من است

پس بمان و لحظه‌ای خاموش باش

بهر من امشب سراپا گوش باش

حرف‌ها دارم برایت نازنین



ادامه مطلب
تاریخ : سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 | 09:10 ق.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات
یاد خدا آرام‌بخش قلب‌هاست

یاران من!

سلام

طی سال‌ها آموزش تکنیک‌های موفقیت و تلاش برای گفت‌وگو با مخاطبان عزیز و مراجعان محترم، به یک نکته کلیدی رسیده‌ام و آن «ترس از موفقیت» است.

بله درست متوجه شدید؛ «ترس از موفقیت». این عبارت یعنی از اینکه جلو برویم و قله‌ای از قله‌های موفقیت را فتح کنیم و درنهایت به آرمان‌هایمان برسیم، می‌ترسیم. ترس از شکست نه، «ترس از موفقیت!»

شما مخاطب عزیز!

آیا تابه‌حال شده است از اینکه درآمدتان از والدینتان بیشتر شود، هراس داشته باشید؟ آیا تاکنون شده است از ترس چشم‌زخم دیگران یا به‌خطرافتادن امنیتتان، از اینکه در خانه‌ای بزرگ زندگی می‌کنید، احساس ترس کنید؟

اگر جواب مثبت است، باید فکر کنید و برای آن چاره‌ای بیندیشید. 

بزرگی معتقد است که «حرف» حصاری است که ما را در چهارچوبی دروغین حبس کرده است و این واهمه‌ ما ناشی از نادانی و کم‌ارادگی ماست.

در جایی می‌خواندم عقاب‌ وقتی زمان پرواز جوجه‌اش فرامی‌رسد، او را به بالای قله کوهی می‌برد و از آنجا پرتابش می‌کند! جوجه‌ای که راحتی لانه را تجربه کرده است، مسلما از پرواز می‌ترسد؛ اما جوجه وقتی پرتاب می‌شود، در میان راه تصمیم می‌گیرد پرواز کند؛ درغیراین‌صورت، مرگ در انتظار اوست.

جوجه عقاب اگر بترسد، هیچ‌گاه پرواز نخواهد کرد. به کودکان نگاهی بیندازیم، اگر آن‌ها از اینکه بایستند و راه بروند ترسی به دل راه دهند، این ترس مانع راه‌رفتن آن‌ها می‌شود و لطمه‌هایی جبران‌ناپذیر به آن‌ها وارد خواهد شد. کودک برای یک بار ایستادن، بارها افتادن را تجربه می‌کند و ترس را پشت سر می‌گذارد.

 

 

یاران من!

ترس، یک قفس است. ترس، همان پدیده‌ای است که فضای پیش رو را برای ما تاریک جلوه می‌دهد تا از محدوده‌ای که هستیم، جلوتر نرویم. انتخاب با شماست؛ می‌توانید شجاعت را مهمان دلتان کرده و حرکت کنید و یا اینکه می‌توانید ترس را انتخاب کنید و متوقف شوید.

بسیاری از ترس‌های انسان ناشی از عدم شناخت و تاریکی درون است. همین امروز تصمیم بگیرید دلتان را به دریا بزنید و به این مهم فکر کنید که آیا شبنم وجودتان به اقیانوس‌شدن فکر می‌کند یا نمی‌کند؟

چیزی غریب، درون انسان همچون آهنگی نواخته می‌شود و می‌گوید: «موفقیت، ماورای ترس‌های درون است.»

بدانید و آگاه باشید که تغییر، درد دارد؛ پس به‌جای ارسال موج‌های منفی، انرژی مثبت درون خود را آزاد کنید و موفقیت را در آغوش بگیرید.

گفتم: «بیا؛ نه پرواز کن.»

گفت: «می‌ترسم.»

گفتم: «جلوتر بیا؛ موفقیت منتظر توست.»

گفت: «می‌ترسم!»

او را هول دادم و او پرواز کرد...

 

موفقیت، گوارای وجود آنانی که منتظر دیگران نمی‌مانند.

منبع: مجله موفقیت



تاریخ : سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 | 09:04 ق.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات


تاریخ : پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 | 10:17 ق.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات


تاریخ : پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات
        خدایا
          به من تلاش در شکست،
          صبر درنومیدی،
          رفتن بی همراه،
          فداکاری در سکوت،
          خدمت بی نان،
          مناعت بی غرور،
          عشق بی هوس
          و ...
          دوست داشتن بی آنکه دوست بدارند روزی کن


تاریخ : دوشنبه 25 فروردین 1393 | 06:27 ب.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات
1 "دنبال دوست می گردیم پیدایش که کردیم دنبال عیب هایش میگردیم و همچنان تنها می مانیم.  (ژان پل سارتر)
یادم باشدقدر دوستانم رابدانم آنها را همانطور که هستند بپذیرم و به بودنشان احترام بگذارم...
2 "حقیقت ندارد زمانی که انسان پیر میشود از رویاهایش دست می کشد، بلکه انسان زمانی که از رویاهایش دست می کشد پیر می شود (گابریل مارکز)
باید هر روز رویا هایم را مرور کنم رویاهای جدید خلق کنم برای رسیدن به آنها تلاش کنم جوان بمانم
3 " برای اصیل بودن کافی است دروغ نگویی آغاز اصالت خوب همین است که نخواهی چیزی باشی که نیستی"
"تنهایی چیزهای زیادی به انسان می آموزد"
4 "از توفان که درآمدی دیگر همان آدمی نخواهی بود که به توفان پا نهادی ، معنی توفان همین است."
سختی های زندگی را باید با توکل به خدا و اراده قوی پشت سر بگذارم بعدش قوی و محکم تر از قبل می شوم برای من که عبور از توفان این معنی را دارد.
5 " زندگی            هیچ نمی گوید       نشانت می دهد."
6 " ناراحت شدن از یک حقیقت بهتر از تسکین یافتن با یک دروغ است"



منبع : مجله موفقیت


تاریخ : شنبه 30 دی 1391 | 03:49 ب.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات

از لحظه به لحظه زندگی کردن گریزی نیست.

باید هرلحظه راچنان زندگی کنی که گویی واپسین لحظه است.

پس وقت را در گلایه نزاع و جدل تلف نکن.

شاید لحظه بعد حتی برای پوزش طلبی در دست تو نباشد



تاریخ : یکشنبه 24 دی 1391 | 03:32 ب.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات
بدون عمل هیچ کاری را به انجام نمی رسانیم.
بدون امید به هیچ چیز دست نمی یابیم.
بدون رویا به هیچ چیز نمی رسیم.
بدون ایمان هیچ چیزی را باور نمی کنیم.
بدون عشق هیچ احساسی نداریم.
بدون خدا هیچ چیز نیستیم.


تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391 | 10:41 ق.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات
روزی یک مرد با خدا مکالمه ای داشت: <خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ <خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد ، مرد نگاهی به داخل انداخت درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر و مردنی و مریض حال بودند به نظر قحطی زده می امدند آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند اما از آنجایی که این دسته ها از بازوهایشان بلندتر بود نمی توانستند دستشان را بر گردانند و قاشق را در دهان خود فروببرند.
مرد با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد خداوند گفت تو جهنم را دیدی حال نوبت بهشت است آنها بسمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده می گفتند و می خندیدند مر گفت خداوندا نمی فهمم خداوند پاسخ داد ساده است فقط احتیاج به یک مهارت دارد می بینی اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کردند .
هنگامی که موسی فوت می کرد به شما می اندیشید هنگامی که عیسی مصلوب می شد به شما می اندیشید هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یاد آوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید که به همنوع خود مهربانی نمایید که همسایه خود را دوست بدارید زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا نخواهد شد.


تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 03:49 ب.ظ | نویسنده : ... محمدی،روحانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • پارک هتل